توضیحات
داستان در مورد مردیه که هر روز صبح موقع رفتن به سر کارش پسر نوجوونی رو که همسایشون بود رو می دید که با عجله از در خارج می شد و به سمت مدرسه میرفت
تا این که یه روز بهش میگه که بیا برسونمت و از اون روز هرروز پسره رو میبرد تا مدرسش تا این که یه روز ...
امتیاز به این پادکست
برای امتیاز دادن وارد شوید.