داستان منفی اندیشی من!

داستان منفی اندیشی من!

پادکست فارسی

پاپ
117 بازدید 0 پسند 2:40

توضیحات

داستان روزی که به مهمونی رفته بودم و دیدم که همه دارن بهم نگاه می کنند و میخندن و پچ پچ میکنند من به خودم شک کردم و به خودم نگاه کردم اما من هیچ مشکلی نداشتم پس چرا بهم میخندیدند؟ منم شروع کردم تو ذهنم به همشون بدبین شدم و ...

امتیاز به این پادکست

برای امتیاز دادن وارد شوید.

نظرات (0)

برای ثبت نظر وارد شوید.