توضیحات

شهین و غلام اومدن پارک دوباره و دارن باهم صحبت می کنن و هوای دم عید رو مخشون تاثیر گذاشته!! شهین باز شروع می کنه از خاطراتش گفتن و یه خالی هایی می بنده که غلام...!

امتیاز به این پادکست

برای امتیاز دادن وارد شوید.

نظرات (0)

برای ثبت نظر وارد شوید.