توضیحات
<p>با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی</p><p>عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی</p><p>دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی</p><p>سلطان من خدا را زلفت شکست ما را تا کی کند سیاهی چندین درازدستی</p><p>در گوشه سلامت مستور چون توان بود تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی</p><p>آن روز دیده بودم این فتنهها که برخاست کز سرکشی زمانی با ما نمینشستی</p><p>عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی</p>
امتیاز به این پادکست
برای امتیاز دادن وارد شوید.