افشین

افشین

1 پادکست منتشرشده

درباره

زندگینامه

خیدر پسر کاووس شاهزاده اشروسنه که با نام افشین شناخته شده‌است (اشروسنه، کوهستانی مابین سمرقند و خوجنده است)، از شخصیت‌های نامدار تاریخ ایران است که در قرون اولیه پس از تسلط خلفای عباسیان بر ایران می‌زیسته. افشین عنوان موروثی شاهان اسروشنه در آن زمان بوده‌است. این نام عربی شده این نام در پارسی میانه یعنی شیر درنده و در اوستایی معنی پیسینه یا همان شیر درنده را دارد. هرچند مینورسکی اعتقاد دارد این نام منشا سغدی دارد. در طول زمانی که برای اولین بار اعراب بر منطقه اشروسه دست یافتند مردمان این ناحیه از مردمان ایرانی تشکیل یافته بودند که توسط شاهزادگان خود که عنوان افشین داشتند اداره می‌شد.

به‌طور کلی افشین یک ایرانی محسوب می‌شود. ولی به هر حال دو منبع کلاسیک (و برخی از نویسندگان) وی را ترک معرفی می‌کند. او از یک منطقه فرهنگی ایرانی آمده که عموماً ترک به حساب نمی‌آمدند. این دوگانگی از آنجا به وجود آمده‌است که نویسندگان عرب واژه ترک را به صورت بی قاعده برای نیروهای تازه خلیفه که در میان آن‌ها برخی از ایرانی‌تباران فرغانه و اسروشنه نیز بودند بکار می‌بردند. به نوشته ابوالفضل بیهقی نام افشین، «اشناس» بوده‌است، ضبط مشهور در این کلمه به ضم اول است، اما بعضی از افاضل آن را به فتح اول [یعنی اَشناس] نیز آورده‌اند.

اَفشین یکی از سرداران ایرانی در دربارمأمون و المعتصم بالله خلفای عباسی بود. او در جنگ میان بابک خرم‌دین و خلیفه عرب، از جانب خلیفه مأمور دستگیری بابک شد و او را به نیرنگ و پس از جنگ‌های بسیار دستگیر کرد و به خلیفه تحویل داد تا مورد توجه خلیفه قرار گیرد و به آرزوهای دیرین خود که رسیدن به ثروت و فرمانروایی خراسان بود برسد ولی طاهریان بر خراسان فرمانروایی داشتند از این رو افشین با طاهریان دشمنی می‌ورزید و به همین سبب مازیار را به خیزش بر خلیفه و دشمنی با طاهریان فراخواند و به او وعده کمک داد تا بتواند به وسیله او طاهریان را که در برابر آرزوهای خود می‌دید از میان بردارد اما مازیار به دست طاهریان افتاد و شکست خورد. افشین که جایگاه خود را در نزد خلیفه سست می‌دید و همه آرزوهایش را بر باد رفته دید چاره را در فرار دید و برای بدست آوردن فرصت فرار تصمیم به برگزاری یک مهمانی را گرفت تا در آن خلیفه و همراهانش را بکشد ولی یکی از یارانش به نام بیژن این نقشه را به خلیفه می‌گوید و افشین و کسان او اسیر می‌شوند و او را محاکمه می‌کنند و می‌کشند.

جستارهای وابسته

  • اشروسنه
  • استروشن
  • خوقند
  • خجند

پانویس

منابع

  • BARTHOLD, W; GIBB, H. A. R (1986). "AFSHlN". Encyclopaedia of Islam. vol.۱ (2nd ed.). Leiden: E. J. Brill. p. 241. ISBN 90-04-08114-3.
  • دو قرن سکوت، عبدالحسین زرینکوب، چاپ دوم، برگ ۲۰۶تا۲۳۷

پادکست‌ها